تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦
كرد، «لعنت و دورى از رحمت خدا تا روز رستاخيز بر تو خواهد بود»! «وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ».
***
«ابليس» كه در اين هنگام خود را رانده درگاه خدا ديد، و احساس كرد آفرينش انسان، سبب بدبختى او شد، آتش كينه در دلش شعلهور گشت، تا انتقام خويش را از فرزندان آدم بگيرد، هر چند مقصر اصلى خود او بود، نه آدم، و نه فرمان خدا، ولى غرور و خود خواهى توام با لجاجتش اجازه نمىداد اين واقعيت را درك كند.
لذا «عرض كرد: پروردگارا اكنون كه چنين است مرا تا روز رستاخيز مهلت ده»! «قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ».
نه براى اين كه توبه كند، يا از كرده خود پشيمان باشد و در مقام جبران برآيد، بلكه براى اين كه به لجاجت و عناد و دشمنى و خيرهسرى، ادامه دهد!
***
خداوند هم اين خواسته او را پذيرفت و «فرمود: مسلماً تو از مهلت يافتگانى» «قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ».
***
ولى نه تا روز مبعوث شدن خلايق در رستاخيز، چنانكه خواستهاى، بلكه، «تا وقت و زمان معينى» «إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ».
در اين كه منظور از «يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ»، چه روزى است، مفسران احتمالات متعددى دادهاند:
بعضى گفتهاند: منظور پايان اين جهان و بر چيده شدن دوران تكليف است، چرا كه بعد از آن، طبق ظاهر آيات قرآن، همه جهانيان از بين مىروند و تنها ذات