تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢
٤٣ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ
٤٤ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
ترجمه:
٢٦- ما انسان را از گِل خشكيدهاى (همچون سفال) كه از گِل بدبوى (تيره رنگى) گرفته شده بود آفريديم.
٢٧- و جنّ را پيش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق كرديم.
٢٨- و (به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِل خشكيدهاى كه از گِل بدبوئى گرفته شده، مىآفرينم.
٢٩- هنگامى كه كار آن را بپايان رساندم، و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد».
٣٠- پس همه فرشتگان، بىاستثناء، سجده كردند.
٣١- جز ابليس، كه ابا كرد از اين كه با سجده كنندگان باشد.
٣٢- (خداوند) فرمود: «اى ابليس! چرا با سجده كنندگان نيستى»؟!.
٣٣- گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گِل خشكيدهاى كه از گِل بدبوئى گرفته شده است آفريدهاى، سجده نخواهم كرد»!
٣٤- فرمود: «از صف آنها [: فرشتگان] بيرون رو، كه رانده شدهاى!.
٣٥- و لعنت (و دورى از رحمت حق) تا روز قيامت بر تو خواهد بود».
٣٦- گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار)».
٣٧- فرمود: «تو از مهلت يافتگانى.
٣٨- (اما نه تا روز رستاخيز، بلكه) تا روز و وقت معينى».
٣٩- گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادى را) در زمين در