تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥
امروز، ديگر اين مسأله قطعى شده است كه اين كرات آسمانى در اين فضاى بيكران پخش شدهاند، قسمتى از آنها كرات مردهاى هستند، و بعضى زندهاند، و ساكنانى دارند، ولى شايد زندگى آنها با ما تفاوت بسيار داشته باشد.
اين موضوع، نيز بسيار قابل ملاحظه است كه: پيدايش شهاب، تنها در جوّ زمين است- كه بر اثر برخورد قطعات سنگ به هواى اطراف زمين و شعلهور شدن آنها پيدا مىشود- و الا در بيرون جوّ زمين، شهابى وجود ندارد البته در بيرون جوّ زمين سنگهاى سرگردانى در حركتند ولى به آنها شهاب گفته نمىشود مگر زمانى كه وارد جوّ زمين گردد و داغ و شعلهور شود، و در برابر چشم انسان به صورت خط آتشى نمايان گردد، به گونهاى كه تصور مىشود ستارهاى است در حال حركت.
و اين را نيز مىدانيم كه: انسان امروز، بارها از اين جوّ زمين به خارج عبور كرده، و بسيار از آن فراتر رفته، و تا كره ماه رسيده است- توجه داشته باشيد جوّ زمين، صد، الى دويست كيلومتر بيشتر نيست، در حالى كه كره ماه بيش از سيصد هزار كيلومتر با ما فاصله دارد-.
بنابراين اگر منظور، همين شهاب مادى و آسمان مادى باشد، بايد پذيرفت كه اين منطقه براى دانشمندان بشر كشف شده، و مطلب اسرار آميزى در آن وجود ندارد.
***
كوتاه سخن اين كه: با قرائن و شواهد فراوانى كه ذكر كرديم، به نظر مىرسد: منظور از «آسمان»، آسمان حق و حقيقت است، و شياطين همان وسوسهگران هستند كه مىكوشند به اين آسمان راه يابند و استراق سمع كنند و به اغواى مردم بپردازند، اما ستارگان و شهب يعنى رهبران الهى و دانشمندان با