تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠
تحمل آن را ندارند مىرانند. «١»
ب- «طنطاوى» در تفسير معروف خود، مىگويد:
«آن گروه از دانشمندان حيلهگر و رياكار و مردم عوامى كه از آنها پيروى مىكنند شايستگى و اهليت آن را ندارند كه از عجائب آسمانها و شگفتيهاى عالم بالا و كرات بىكرانش و نظم و حسابى كه بر آنها حكومت مىكند، آگاه شوند، خداوند اين علم و دانش را از آنها ممنوع ساخته، و اين آسمان پر ستاره زيبا و مزين را با آن همه اسرارش در اختيار كسانى گذاشته كه عقل و هوش و اخلاص و ايمان دارند.
طبيعى است، گروه اول، از نفوذ در اسرار اين آسمان، منع مىشوند، و هر شيطان رانده شده درگاه الهى، خواه از جنس بشر باشد، يا غير بشر، حق وصول به اين حقايق را ندارد، و هر گاه به آن نزديك شود، رانده و مطرود مىگردد، اين گونه افراد، ممكن است سالها زندگى كنند و بعد بميرند ولى هرگز به اين اسرار، دست نيابند، آنها چشمهاى باز دارند و ليكن چشم آنها قدرت ديد اين حقايق را ندارد، مگر نه اين است كه: علم را جز عاشقانش و جمال را جز عارفانش درك نمىكنند و نمىبينند». «٢»
در جاى ديگر مىگويد: «چه مانعى دارد اين تعبيرات، كنايه باشد؟ منع حسى، اشاره به منع عقلى گردد، در حالى كه كنايات از زيباترين انواع بلاغت است، آيا نمىبينيم بسيارى از مردم كه در اطراف شما زندگى مىكنند در محدوده همين زمين محبوس، و زندانيند و هيچ گاه چشمشان به جهان بالا دوخته نمىشود، و به آواى آن گوش فرا نمىدهند، و از امور اين جهان و شگفتيهايش