تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
شياطين با شهب از آسمان رانده مىشوند!!
آيه اخير، از آياتى است كه مفسران در تفسير آن، بسيار سخن گفتهاند و هر يك مسير خاصى را پيموده و برداشت معينى از آن دارند.
و از آنجا كه عين همين مضمون در سوره «صافات» (آيات ٦ و ٧) و سوره «جنّ» (آيه ٩) آمده، و از مسائلى است كه ممكن است براى افراد ناآگاه سؤالهاى بدون جوابى ترسيم كند، لازم است نخست، نظرى به آراء مفسران بزرگ اسلامى بيفكنيم، سپس آنچه را كه ترجيح مىدهيم، بيان نمائيم:
١- بعضى مانند نويسنده تفسير «فى ظلال» به راحتى از اين آيات و مانند آن گذشته و به عنوان اين كه: اينها حقايقى است كه درك آن براى ما ممكن نيست و بايد به آنچه در عمل واقعى ما در اين زندگى مؤثر است، بپردازيم، به تفسير اجمالى قناعت كرده، و از توضيح و تبيين اين مسأله صرفنظر نمودهاند.
او چنين مىنويسد: شيطان چيست؟ و چگونه مىخواهد استراق سمع كند؟
و چه چيزى را استراق مىكند؟ همه اينها از غيبهاى الهى است كه از خلال نصوص نمىتوان به آن دست يافت، و پرداختن به آن نتيجهاى ندارد، زيرا بر عقيده ما چيزى نمىافزايد، و جز اشتغال فكر انسان به امرى كه به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقيقيش در اين زندگى باز مىدارد، ثمرهاى نخواهد داشت، به علاوه، درك تازهاى نسبت به حقيقت جديدى به ما نمىدهد! «١»
ولى، نبايد ترديد داشت كه: قرآن يك كتاب بزرگ انسانسازى و تربيت و حيات است، اگر چيزى ارتباط به حيات انسانها نداشته باشد، مطلقاً در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس است، درس زندگى.