تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤
كه پيامبر صلى الله عليه و آله وضع دردناك شهادت عمويش «حمزة بن عبد المطلب» را ديد (كه دشمن به كشتن او قناعت نكرده، بلكه سينه و پهلوى او را با قساوت عجيبى دريده، و كبد يا قلب او را بيرون كشيده است، و گوش و بينى او را قطع نموده بسيار منقلب و ناراحت شد) و فرمود: أَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ الَيْكَ الْمُشْتَكى وَ أَنْتَ الْمُسْتَعانُ عَلى ما أَرى: «خدايا حمد از آن تو است، شكايت به تو مىآورم، و تو در برابر آنچه مىبينم يار و مددكار مائى».
سپس، فرمود: لَئِنْ ظَفَرْتُ لَأُمَثِّلَنَّ وَ لَأُمَثِّلَنَ وَ لَأُمَثِّلَنَ: «اگر من بر آنها چيره شوم، آنها را مُثله مىكنم، آنها را مُثله مىكنم، آنها را مُثله مىكنم».
و طبق روايت ديگرى فرمود: هفتاد نفر آنها را مُثله خواهم كرد.
در اين هنگام آيه نازل شد (وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ).
بلافاصله پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: أَصْبِرُ أَصْبِرُ: «خدايا صبر مىكنم، صبر مىكنم»!. «١»
با اين كه: اين لحظه، شايد دردناكترين لحظهاى بود كه در تمام عمر بر پيامبر صلى الله عليه و آله گذشت، ولى باز پيامبر صلى الله عليه و آله بر اعصاب خود مسلط گشت و راه دوم كه راه عفو و گذشت بود، انتخاب كرد.
و چنانكه در تاريخ- سر گذشت فتح مكّه- مىخوانيم: آن روز كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر اين سنگدلان پيروز و مسلط شد فرمان عفو عمومى صادر كرد، و به وعده خودش در جنگ «احد»، وفا نمود. «٢»