تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣
أَحْسَنُ» باشد، حق و عدالت، درستى و امانت، صدق و راستى بر آن حكومت كند و از هر گونه توهين، تحقير، خلافگوئى و استكبار خالى باشد، و خلاصه، تمام جنبههاى انسانى آن حفظ شود.
و در پايان آيه اضافه مىكند: «پروردگار تو از هر كسى بهتر مىداند چه كسانى از طريق او گمراه شده و چه كسانى هدايت يافتهاند» «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ».
اشاره به اين كه: وظيفه شما دعوت به راه حق است، از طرق سه گانه حساب شده فوق، اما چه كسانى سرانجام هدايت مىشوند؟ و چه كسانى در طريق ضلالت پافشارى خواهند كرد؟ آن را تنها خدا مىداند و بس.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: منظور از اين جمله، بيان دليلى باشد براى دستورات سه گانه فوق يعنى اين كه: خداوند در مقابله با منحرفان اين سه دستور را داده است به خاطر آن است كه: او مىداند عامل تأثير در گمراهان و وسيله هدايت چه عاملى است؟.
***
٤- تاكنون سخن از اين بود كه: در يك بحث منطقى، عاطفى و يا مناظره معقول با مخالفان شركت كنيم، اما اگر، كار از اين فراتر رفت و درگيرى حاصل شد، آنها دست به تعدى و تجاوز زدند، در اينجا دستور مىدهد: «اگر خواستيد مجازات كنيد فقط به مقدارى كه به شما تعدى شده، كيفر دهيد» و نه بيشتر از آن «وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ».
٥- «ولى اگر شكيبائى پيشه كنيد و عفو و گذشت، اين كار براى شكيبايان بهتر است» «وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ».
در بعضى از روايات مىخوانيم: اين آيه در جنگ «احد» نازل شده، هنگامى