تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٧
براى امت اسلامى يك مكتب الهام بخش گرديد، به گونهاى كه قرآن مىگويد:
«سپس به تو وحى فرستاديم كه از آئين ابراهيم، آئين خالص توحيد، پيروى كن».
«ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً». «١»
بار ديگر تأكيد مىكند: «ابراهيم از مشركان نبود» «وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ».
***
پاسخ به يك سؤال
با توجه به آيات گذشته سؤالى در اينجا پيش مىآيد و آن اين كه اگر آئين اسلام آئين ابراهيم عليه السلام است و مسلمانان در بسيارى از مسائل از سنن ابراهيم عليه السلام پيروى مىكنند از جمله احترام روز جمعه، پس چرا يهود شنبه را عيد مىدانند و تعطيل مىكنند؟
آخرين آيه مورد بحث، به پاسخ اين سؤال پرداخته، مىگويد: «شنبه (و تحريمهاى روز شنبه) براى يهود، به عنوان يك مجازات قرار داده شد، و تازه در آن هم اختلاف كردند» بعضى آن را پذيرفتند و به كلى دست از كار كشيدند و بعضى هم نسبت به آن بىاعتنائى كردند «إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ».
جريان از اين قرار بود كه: طبق بعضى از روايات، موسى عليه السلام بنى اسرائيل را به احترام و تعطيل روز جمعه دعوت كرد كه آئين ابراهيم بود، اما آنها به بهانهاى از آن سر باز زدند، و روز شنبه را ترجيح دادند، خداوند روز شنبه را براى آنها قرار داد، اما توأم با شدت عمل و محدوديتها، بنابراين، به تعطيلى روز شنبه