تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
مىشدند). «١»
در پايان آيه، به عنوان يك اخطار جدى مىگويد: «كسانى كه به خدا دروغ و افترا مىبندند هيچ گاه رستگار نخواهند شد» «إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لايُفْلِحُونَ».
اصولًا دروغ و افترا، مايه بدبختى و عدم رستگارى است، درباره هر كس كه باشد، تا چه رسد به اين كه: درباره خداوند بزرگ صورت گيرد، كه گناه و آثار سوء آن، مضاعف مىگردد.
***
آيه بعد، اين عدم رستگارى را چنين توضيح مىدهد: «با اين اعمال در اين دنيا تمتع و بهره كمى مىگيرند، ولى، در برابر آن عذاب دردناكى در انتظار آنها است» «مَتاعٌ قَلِيلٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ».
اين متاع قليل، ممكن است، اشاره به جنينهاى مرده حيوانات باشد كه:
براى خود حلال مىشمردند، و از گوشت آن استفاده مىكردند.
يا اشاره به اشباع حسّ خودخواهى و خودپرستيشان، كه به وسيله اين بدعتها صورت مىگرفت، و يا اين كه بدين وسيله، پايههاى شرك و بت پرستى را تحكيم مىكردند و مردم را با آن سرگرم ساخته، مدتى بر آنها حكومت مىنمودند كه اينها همه «مَتاعَ قَلِيْل» بود، كه: به دنبال آن «عَذاب أَليم» قرار داشت.