تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨
حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ». «١»
يعنى، اين يك دروغ آشكار است كه: تنها از زبان شما تراوش كرده كه اشيائى را از پيش خود حلال مىكنيد، و اشيائى را حرام (اشاره به چهارپايانى بوده كه بعضى را بر خود تحريم مىكردند، و بعضى را حلال مىدانستند و قسمتى را به بتها اختصاص مىدادند).
آيا خداوند، به شما چنين حقى داده است، كه قانونگزارى كنيد؟ اين افترا و دروغ بر خدا نيست؟! و يا اين كه: افكار خرافى و تقليدهاى كوركورانه، شما را به چنين بدعتهائى واداشته است؟!
در آيه ١٣٦ سوره «انعام» به وضوح آمده است كه: آنها علاوه بر اين تحليل و تحريم، بخشى از زراعت و چهارپايانشان را سهم خدا قرار مىدادند و بخشى را براى بتها! و عجب اين كه مىگفتند: سهمى كه براى بتها قرار داده شده، هرگز به خدا نمىرسد، اما سهمى كه براى خدا است به بتها مىرسد! بنابراين، اگر سهم «اللَّه» آسيب مىديد، از سهم بتها جبران نمىشد، اما اگر سهم بتها آسيب مىديد از سهم «اللَّه» جبران مىشد! و از اين گونه خرافات فراوان داشتند.
همچنين از آيه ١٤٨ سوره «انعام»: «سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ» به خوبى استفاده مىشود كه: آنها اين حق را براى خود قائل بودند كه اشيائى را حلال يا حرام كنند، و معتقد بودند: خدا هم موافق بدعتهاى آنها است، (نخست بدعتى مىگذاردند و حلال و حرامى درست مىكردند، سپس، آن را به خدا نسبت مىدادند و مرتكب افتراى ديگرى