تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧
المثل در بيابانى بدون غذا بمانند و جانشان در خطر باشد) در صورتى كه به مقدار حفظ جان، از آن استفاده كنند، و از حدّ تجاوز ننمايند بر آنها ايرادى نيست چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است» «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ».
«باغٍ» يا «باغى» از ماده «بَغْى» به معنى «طلب» است، و در اينجا به معنى طلب لذت، و يا حلال شمردن حرام الهى تفسير شده.
«عادٍ» يا «عادى» از ماده «عَدْو» به معنى «تجاوز» است و در اينجا منظور كسى است كه بيش از حدّ لازم، به هنگام ضرورت از اين گوشتها استفاده كند.
البته، در رواياتى كه از طرق اهلبيت عليهم السلام به ما رسيده، گاهى «باغى» به معنى «ظالم» و «عادى» به معنى «غاصب» تفسير شده، حتى «باغى» به معنى كسى كه بر ضد امام، قيام كند و «عادى» به معنى «دزد» آمده است.
اين روايات، ممكن است اشاره به آن باشد كه: «اضطرار» به گوشتهاى حرام، معمولًا در مسافرتها پيدا مىشود، و اگر كسى در راه ظلم، غضب و دزدى سفر كند و گرفتار چنين گوشتهائى شود، گرچه موظف است براى حفظ جان خود از آنها استفاده كند ولى خدا اين گناه را بر آنها نخواهد بخشيد.
به هر حال، اين تفسيرها با آنچه در مفهوم كلى آيه ذكر شد، منافات ندارد و قابل جمع است.
***
آيه بعد، بحثى را كه در زمينه تحريمهاى بى دليل مشركان كه به طور ضمنى قبلًا مطرح شده بود با صراحت شرح داده، مىگويد: «به خاطر دروغى كه زبانهاى شما توصيف مىكند نگوئيد: اين حلال است و آن حرام، تا چيزى را به دروغ به خدا افترا ببنديد» «وَ لاتَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا