تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٢
باقيمانده آن را به مصرف انسانهاى گرسنه نمىرسانند.
و هشدارى است به آنها كه، مواد غذائى را در خانهها براى مصرف شخصى و در انبارها براى گرانتر فروختن آن قدر ذخيره مىكنند كه مىگندد و فاسد مىشود اما حاضر نيستند به نرخ ارزانتر و يا رايگان در اختيار ديگران بگذارند!.
آرى، اينها همه در پيشگاه خدا مجازات و جريمه دارد، و كمترين مجازات آن سلب اين مواهب است.
اهميت اين مسأله آن گاه روشنتر مىشود كه، بدانيم مواد غذائى روى زمين نامحدود نيست.
و به تعبير ديگر، به ميزان اين مواد، نيازمندان و گرسنگانى نيز وجود دارند كه هر گونه افراط و تفريط در آن، باعث محروميت گروهى از آنها مىشود.
به همين دليل، در روايات اسلامى، سخت به اين مسأله توجه شده است تا آنجا كه امام صادق عليه السلام در حديثى فرمود: «پدرم ناراحت مىشد از اين كه: بخواهد دستش را كه آلوده به غذا بود، با دستمال پاك كند بلكه به خاطر احترام غذا، دست خود را مىمكيد، و يا اگر كودكى در كنار او بود و چيزى در ظرفش باقى مانده بود، ظرف او را پاك مىكرد، و حتى خودش مىفرمود: گاه مىشود غذاى كمى از سفره بيرون مىافتد، و من به جستجوى آن مىپردازم به حدّى كه خادم منزل مىخندد (كه چرا دنبال يك ذرّه غذا مىگردم) سپس اضافه كرد: جمعيتى پيش از شما مىزيستند كه، خداوند به آنها نعمت فراوان داد، اما ناشكرى كردند و مواد غذائى را بى جهت از ميان بردند و خداوند بركات خود را از آنها گرفت، و به قحطى گرفتارشان ساخت»!. «١»
***