تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦
١٠ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ
١١ وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
١٢ كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
١٣ لايُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ
١٤ وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ
١٥ لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
ترجمه:
١٠- ما پيش از تو (نيز) پيامبرانى در ميان امتهاى نخستين فرستاديم.
١١- هيچ پيامبرى به سراغ آنها نمىآمد مگر اين كه: او را مسخره مىكردند.
١٢- ما اين چنين (و از هر طريق ممكن) قرآن را به درون دلهاى مجرمان راه مىدهيم!
١٣- (اما با اين حال،) آنها به آن ايمان نمىآورند؛ روش اقوام پيشين نيز چنين بود!
١٤- و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشائيم، و آنها پيوسته در آن بالا روند؛
١٥- باز مىگويند: «ما را چشمبندى كردهاند! بلكه ما (سر تا پا) سحر شدهايم»!
تفسير:
لجاجت و انكار محسوسات
در اين آيات، به عنوان دلدارى پيامبر و مؤمنان در برابر مشكلاتى كه در دعوت خود با آن مواجه بودند به زندگى انبياى پيشين و گرفتاريهاى آنها در