تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣
١٠٨- آنها كسانى هستند كه (بر اثر فزونى گناه،) خدا بر قلب و گوش و چشمانشان مُهر نهاده؛ (به همين دليل نمىفهمند،) و غافلان واقعى همانها هستند.
١٠٩- و ناچار آنها در آخرت زيانكارند.
١١٠- اما پروردگار تو نسبت به كسانى كه بعد از فريب خوردن، (به ايمان بازگشتند و) هجرت كردند؛ سپس جهاد كردند و (در راه خدا) استقامت نمودند؛ پروردگارت، بعد از انجام اين كارها، آمرزنده و مهربان است (و آنها را مشمول رحمت خود مىسازد).
١١١- (به ياد آوريد) روزى را كه هر كس (در فكر خويشتن است؛ و تنها) به دفاع از خود برمىخيزد؛ و نتيجه اعمال هر كسى، بىكم و كاست، به او داده مىشود؛ و به آنها ظلم نخواهد شد.
شأن نزول:
بعضى از مفسران، در شأن نزول آيه نخست، چنين نقل كردهاند: اين آيه در مورد گروهى از مسلمانان نازل گرديد كه در چنگال مشركان گرفتار شدند و آنها را مجبور به بازگشت از اسلام و اظهار كلمات كفر و شرك كردند.
آنها «عمّار» و پدرش «ياسر» و مادرش «سميه» و «صهيب» و «بلال» و «خبّاب» بودند، پدر و مادر «عمّار» در اين ماجرا سخت مقاومت كردند و كشته شدند، ولى «عمّار» كه جوان بود آنچه را مشركان مىخواستند به زبان آورد.
اين خبر در ميان مسلمانان پيچيد، بعضى غائبانه «عمّار» را محكوم كرده گفتند: عمّار از اسلام بيرون رفته و كافر شده، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چنين نيست: انَّ عَمَّاراً مُلِىءَ ايْماناً مِنْ قَرْنِهِ الى قَدَمِهِ وَ اخْتَلَطَ الايْمانُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ:
«چنين نيست (من عمّار را به خوبى مىشناسم) عمّار از فرق تا قدم مملوّ از