تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: دروغ، او در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله تعهّد كرد كه هرگز دروغ نگويد. هنگامى كه خارج شد، وسوسههاى شيطانى براى عمل منافى عفت در دل او پيدا شد، اما بلافاصله در اين فكر فرو رفت، كه اگر فردا پيامبر صلى الله عليه و آله از او در اين باره سؤال كند، چه بگويد؟ بگويد: چنين عملى را مرتكب نشده است، اين كه: دروغ است و اگر راست بگويد: حدّ بر او جارى مىشود، و همين گونه در رابطه با ساير كارهاى خلاف اين طرز فكر و سپس خود دارى و اجتناب براى او پيدا شد و به اين ترتيب، ترك دروغ سرچشمه ترك همه گناهان او گرديد.
٣- دروغ سرچشمه نفاق است
چرا كه راستگوئى يعنى هماهنگى زبان و دل، و بنابراين دروغ ناهماهنگى اين دو است، و نفاق نيز چيزى جز تفاوت ظاهر و باطن نيست.
در آيه ٧٨ سوره «توبه» مىخوانيم: فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ: «اعمال آنها نفاقى در دلهايشان تا روز قيامت ايجاد كرد، به خاطر اين كه عهد خدا را شكستند و به خاطر اين كه دروغ مىگفتند».
٤- دروغ با ايمان سازگار نيست
اين واقعيت نه تنها در آيه مورد بحث كه در احاديث اسلامى نيز، منعكس است: در حديثى چنين مىخوانيم:
سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَكُونُ الْمُؤْمِنُ جَبَاناً؟ قالَ: نَعَمْ، قِيلَ: وَ يَكُونُ بَخِيلًا؟
قالَ: نَعَمْ، قِيلَ: وَ يَكُونُ كَذَّاباً قالَ: لا!:
«از پيامبر پرسيدند آيا انسان با ايمان ممكن است (گاهى) ترسو باشد.
فرمود: آرى.
باز پرسيدند: آيا ممكن است (احياناً) بخيل باشد.