تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٦
به هر حال، از اين آيه به خوبى استفاده مىشود: اعجاز قرآن، تنها در جنبه محتواى آن نيست، بلكه، الفاظ قرآن نيز در سر حدّ اعجاز است، و كشش، جاذبه، شيرينى و هماهنگى خاصى كه در الفاظ جملهبنديها وجود دارد مافوق قدرت انسانها است. «١»
***
سپس، با لحنى تهديدآميز به بيان اين حقيقت مىپردازد كه: اين اتهامات و انحرافات، همه به خاطر رسوخ بىايمانى در نفوس آنها است و «كسانى كه ايمان به آيات الهى ندارند خداوند آنها را هدايت نمىكند (نه هدايت به صراط مستقيم و نه راه بهشت و سعادت جاويدان) و براى آنها عذاب دردناكى است» «إِنَّ الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لايَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ».
چرا كه آنها آن چنان گرفتار تعصب، لجاجت و دشمنى با حقند كه شايستگى هدايت را از دست دادهاند، و جز براى عذاب اليم آمادگى ندارند!.
***
و در آخرين آيه، اضافه مىكند: «تنها كسانى به مردان حق دروغ مىبندند كه ايمان به آيات الهى ندارند، و دروغگويان واقعى آنها هستند» «إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لايُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ».
آنها دروغ مىگويند، نه تو اى محمّد، چرا كه با ديدن آن همه آيات و نشانههاى روشن، و دلائلى كه هر يك از ديگرى آشكارتر است باز هم به افتراهاى خود ادامه مىدهند.
و چه دروغى از اين بزرگتر كه انسان به مردان حق اتهام ببندد، و ميان آنها و تودههائى كه تشنه حقيقتند، سد و مانعى ايجاد كند.