تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥
اصلى بودند، بايد چنين تماسى برقرار باشد.
اما از آنجا كه از قديم گفتهاند: الغَرِيْقُ يَتَشَبَّثُ بِكُلِّ حَشِيْشٍ: «آدم غريق به هر خار و خاشاك براى نجات خود چنگ مىزند» آنها نيز چنين تشبثاتى داشتهاند.
زمان نزول قرآن و محيط جاهليت عرب كه سهل است حتى امروز با آن همه پيشرفتى كه در زمينههاى مختلف تمدن بشرى حاصل شده است، و اين همه تأليفات كه انعكاسى نيرومند از افكار انسانها در جوامع بشرى است، و اين همه قوانين و نظاماتى كه به وجود آمده، برترى تعليمات قرآن بر آنها به هنگام مقايسه كاملًا آشكار است.
حتى به گفته «سيّد قطب» در تفسير «فى ظلال» جمعى از ماديون در «روسيه شوروى» هنگامى كه مىخواستند در كنگره مستشرقين كه در سال ١٩٥٤ ميلادى تشكيل شد بر قرآن خرده بگيرند، چنين مىگفتند: اين كتاب نمىتواند تراوش مغز يك انسان- محمّد صلى الله عليه و آله- بوده باشد، بلكه بايد نتيجه تلاش و كوشش جمعيت بزرگى باشد! حتى نمىتوان باور كرد: همه آن در «جزيرة العرب» نوشته شده باشد، بلكه، به طور قطع قسمتهائى از آن در خارج «جزيرة العرب» نوشته شده است!!. «١»
آنها از يك سو، چون طبق منطقشان دائر به انكار وجود خدا، و مسأله وحى براى همه چيز تفسير مادى جستجو مىكردند، و از سوى ديگر، نمىتوانستند قرآن را زائيده مغز انسانى در جزيره عرب بدانند ناچار به تفسير مضحكى دست زدند و آن را به جمعيت كثيرى از داخل و خارج عربستان پيوند دادند همان چيزى كه تاريخ به كلى آن را انكار مىكند!