تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١
آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لايَعْلَمُونَ».
حقيقت اين است: مشركان درك نمىكنند، وظيفه قرآن چيست؟ و چه رسالتى بر عهده دارد؟ آنها نمىدانند كه، قرآن در پى ساختن يك جامعه انسانى است، جامعهاى پيشرو، آباد و آزاد، با معنويت عالى، آرى، «أَكْثَرُهُمْ لايَعْلَمُونَ».
با اين حال، بديهى است، اين نسخه الهى كه براى نجات جان اين بيماران نوشته شده است گاهى نياز به تبديل و تعويض دارد، امروز بايد، نسخهاى داده شود، فردا بايد تكامل يابد، و سرانجام نسخه نهائى صادر گردد.
آرى ٧ آنها از اين حقايق بىخبرند، و از شرائط نزول قرآن، بىاطلاع، و گرنه مىدانستند «نَسْخ» پارهاى از دستورات و آيات قرآن، يك برنامه دقيق و حساب شده تربيتى است كه بدون آن، هدف نهائى و نيل به تكامل تأمين نمىشود، به همين دليل آنها چنين مىپنداشتند كه: اين امر، دليل بر تناقض گوئى پيامبر صلى الله عليه و آله و يا افترا بستن به خدا است.
در حالى كه، مسأله نسخ براى جامعهاى كه در حال انتقال از يك مرحله بسيار منحط، به مراحل عالى است، امرى است اجتناب ناپذير، چه اين كه:
بسيار مىشود انتقال دفعى غير ممكن است، و بايد مرحله، به مرحله، صورت گيرد.
آيا يك بيمارى مزمن را مىتوان در يك روز معالجه كرد؟ يا يك معتاد به مواد مخدر را- كه سالها است به آن آلوده شده است- در يك روز درمان نمود؟.
آيا جز اين است كه: بايد در اين ميان، مراحل انتقالى وجود داشته باشد؟
و آيا نسخ، چيزى جز برنامههاى موقت در دورانهاى انتقالى است؟! «١»
***