تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣
است، كه بدون آن انسان در ظلمات وهم، گرفتار و در بيراههها سرگردان مىشود.
و اگر مىبينيم قرآن مىگويد: هُدىً لِلْمُتَّقِيْنَ: «اين آيات الهى مايه هدايت براى پرهيزكاران است» نيز اشاره به همين واقعيت است.
بسيار ديدهايم، كسانى را كه با تعصب، لجاجت و پيشداوريهاى فردى يا گروهى به سراغ آيات قرآن مىروند و به جاى اين كه: حقيقت را از قرآن درك كنند آنچه را خود مىخواهند بر قرآن تحميل مىنمايند، و به تعبير ديگر آنچه را كه مىخواهند، در قرآن مىجويند، نه آنچه را كه خدا بيان فرموده، و به جاى اين كه: قرآن مايه هدايتشان شود، بر انحرافشان مىافزايد (البته نه قرآن كه هوا و هوسهاى سركششان). فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ* وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ: «اما آنها كه ايمان آوردهاند، آيات قرآن بر ايمانشان مىافزايد و شاد مىشوند* و اما آنها كه در دلهايشان بيمارى است پليدى تازهاى بر پليديشان مىافزايد، از دنيا مىروند در حالى كه كافرند»!. «١»
بنابراين، با صراحت بايد گفت: منظور از آيه فوق اين نيست كه: به گفتن:
«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ» قناعت كنيم، بلكه بايد اين «ذكر» را تبديل به «فكر» و فكر را تبديل به «يك حالت درونى» كنيم، و به هنگام خواندن هر آيه، به خدا پناه بريم از اين كه: وسوسههاى شيطان حجابى ميان ما و كلام حياتبخش او گردد.
***