تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١
به خدا پناه بر» «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ».
البته، منظور تنها ذكر جمله «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ» نيست، بلكه، تخلّق به آن شرط است يعنى ذكر اين جمله، مقدمه تحقق حالتى در نفس و جان انسان گردد، حالت توجه به خدا، حالت جدائى از هوا و هوسهاى سركشى كه مانع فهم و درك صحيح انسان است، حالت بيگانگى از تعصبها و غرورها، خودخواهيها و خودمحورىهائى كه انسان را وادار مىكند از همه چيز، حتى از سخنان خدا به نفع خواستههاى انحرافيش استفاده كند.
و تا چنين حالتى در روح و جان انسان پيدا نشود، درك حقايق قرآن براى او ممكن نيست، بلكه به عكس ممكن است قرآن را با توسل به «تفسير به رأى» وسيلهاى قرار دهد، براى توجيه خواستههاى شركآلودش.
***
آيه بعد، در حقيقت دليلى است بر آنچه در آيه قبل گفته شده، مىفرمايد:
«شيطان تسلطى بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مىكنند ندارد» «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ».
***
«تنها تسلط او بر كسانى است كه او را دوست مىدارند و به رهبرى و سرپرستى خود انتخابش كردهاند» «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ».
«و آنها كه او را شريك خدا در اطاعت و بندگى قرار دادهاند» «وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ».
فرمان شيطان را به جاى فرمان خدا واجب الاجرا مىدانند!
***