تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣
بعضى، اهل غلوّ، منحرف، معروف به اعتقاد به تناسخ و كذّاب، و به گفته «كشّى» صاحب رجال معروف، امام جواد عليه السلام در نامه خود، ادعاهاى «سيّارى» را باطل و بىاساس خوانده است.
البته روايات تحريف، منحصر به «سيّارى» نيست ولى قسمت مهمش به او باز مىگردد!.
در ميان اين روايات مجعول، روايات مضحكى ديده مىشود كه هر كس مختصر اهل مطالعه باشد، فوراً به فساد آن پى مىبرد.
مانند روايتى كه مىگويد در آيه ٣ سوره «نساء»: «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ» در ميان شرط و جزا (إِنْ- فَانْكِحُوا) بيش از يك سوم قرآن ساقط شده است!!!
در حالى كه ما در تفسير سوره «نساء» گفتيم: شرط و جزاء در آيه فوق كاملًا با يكديگر مربوطند و حتى يك كلمه در ميان اين دو اسقاط نشده است.
به علاوه بيش از يك سوم قرآن حداقل معادل چهارده جزء قرآن مىشود! اين بسيار خندهآور است كه، كسى ادعا كند: قرآن با آن همه نويسندگان و كتاب وحى و آن همه حافظان و قاريان از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به بعد چهارده جزأش بر باد رفته و كسى آگاه نشده؟ اين دروغگويان و دروغپردازان، توجه به اين واقعيت تاريخى نكردهاند كه: قرآن، قانون اساسى و همه چيز مسلمانان را از آغاز تشكيل مىداد، شب و روز در همه خانهها و مساجد تلاوت مىشد، چيزى نبود كه حتى يك كلمه آن را بتوان اسقاط كرد، چه رسد به چهارده جزء! دروغى به اين بزرگى دليل روشنى بر ناشىگرى جاعلان اين گونه احاديث است.
بسيارى از بهانهجويان در اينجا به سراغ كتاب «فصل الخطاب» كه در بالا اشاره كرديم (نوشته مرحوم حاجى نورى) مىروند كه در زمينه تحريف نگاشته