تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨
بعضى، به عبادت توأم با روزى حلال.
و بعضى، به توفيق بر اطاعت فرمان خدا و مانند آن.
ولى شايد، نياز به تذكر نداشته باشد كه حيات طيّبه، مفهومش آن چنان وسيع و گسترده است كه همه اينها و غير اينها را در بر مىگيرد، زندگى پاكيزه از هر نظر، پاكيزه از آلودگىها، ظلمها و خيانتها، عداوتها و دشمنىها، اسارتها و ذلتها و انواع نگرانىها و هرگونه چيزى كه آب زلال زندگى را در كام انسان ناگوار مىسازد.
ولى با توجه به اين كه: در دنبال آن، سخن از جزاى الهى به نحو احسن به ميان آمده استفاده مىشود كه حيات طيّبه مربوط به دنيا است و جزاى احسن مربوط به آخرت.
جالب اين كه: در روايتى كه در «نهج البلاغه» از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده مىخوانيم:
وَ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً»، فَقالَ: هِيَ الْقَنَاعَةُ: «از امام پرسيدند: منظور از جمله «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً» چيست؟ فرمود: قناعت است». «١»
بدون شك، مفهوم اين تفسير، محدود ساختن حيات طيّبه به قناعت نمىباشد، بلكه بيان مصداق است ولى مصداقى است بسيار روشن، چرا كه اگر تمام دنيا را به انسان بدهند ولى، روح قناعت را از او بگيرند، هميشه در آزار و رنج و نگرانى به سر مىبرد.
به عكس، اگر انسان روح قناعت داشته باشد، و از حرص و آز و طمع بر كنار گردد، هميشه آسوده خاطر و خوش است.
همچنين، در بعضى از روايات ديگر «حيات طيّبه» به معنى «رضا و