تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦
دانشمندان براى نوشتن كتابهاى پر ارجشان مىكشند، همه را فرا مىگيرد.
از بزرگترين كارها همچون رسالت انبيا، تا كوچكترين برنامهها همچون كنار زدن يك سنگ كوچك از وسط جاده، همه در اين مفهوم وسيع جمع است.
اكنون در اينجا اين «سؤال» پيش مىآيد كه: چرا اين عمل صالح مقيد به قيد ايمان شده است در حالى كه انجام آن، بدون ايمان نيز امكان دارد، و در مواردى ديده شده است؟.
«پاسخ» اين سؤال يك نكته است و آن اين كه: اگر انگيزه ايمان در كار نباشد غالباً عمل آلوده مىشود، و اگر آلوده نشود بسيار استثنائى است، و اما اگر ريشههاى درخت عمل صالح از آب توحيد و ايمان به «اللَّه» سيراب گردد، كمتر ممكن است آفاتى همچون عجب و ريا و تظاهر و خودبينى و تقلب و منتگذارى و امثال آن، در آن راه يابد.
و به همين دليل، قرآن مجيد غالباً اين دو را با هم پيوند مىدهد چرا كه پيوندشان يك واقعيت عينى و ناگسستنى است.
لازم است در اينجا با ذكر يك مثال، اين مسأله را روشنتر سازيم: فرض كنيد دو نفر هر كدام دست به ساختن بيمارستانى زدهاند، يكى انگيزه الهى دارد و براى خدمت به خلق خدا، اين كار را كرده، اما ديگرى هدفش تظاهر و رسيدن به يك موقعيت اجتماعى است.
ممكن است در يك نظر سطحى فكر كنيم: بالاخره هر دو بيمارستان مىسازند و مردم از عمل آنها يكسان استفاده خواهند كرد، درست است كه يكى پاداش الهى دارد و يكى ندارد، ولى عمل آنها ظاهراً با يكديگر متفاوت نيست.
اما همان گونه كه گفتيم اين محصول يك مطالعه سطحى است، اگر بيشتر دقت كنيم خواهيم ديد، خود اين دو عمل، در جهات مختلف با يكديگر