تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١
مىگفت، نخستين آيه مورد بحث نيز، تأكيدى بر همان مطلب دارد، با اين تفاوت كه انگيزه پيمانشكنى و سوگند دروغ در آيات قبل، مسأله مرعوب شدن در برابر اكثريت عددى بود، و در اينجا انگيزه آن مسأله جلب منافع بىارزش مادى است.
لذا مىگويد: «هرگز پيمان الهى را با بهاى كمى مبادله نكنيد» «وَ لاتَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا».
يعنى، هر بهائى در برابر آن بگيريد كم و ناچيز است، حتى اگر تمام دنيا را به شما بدهند، ارزش يك لحظه وفاى به عهد الهى را ندارد.
پس از آن، به عنوان دليل، اضافه مىكند: «آنچه نزد خدا است براى شما بهتر است اگر بدانيد» «إِنَّما عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ».
***
در آيه بعد، دليل اين برترى را چنين بيان مىكند: «آنچه نزد شما است سرانجام فانى و نابود مىشود، اما آنچه نزد خدا است باقى و جاودان مىماند» «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ».
منافع مادى، هر چند ظاهراً بزرگ باشند اما همچون حبابى بر سطح آب بيش نيستند، در حالى كه پاداش الهى- كه همچون ذات مقدسش جاويدان است- از همه اينها برتر و بالاتر است.
سپس، مىافزايد: «ما كسانى را كه در راه اطاعت فرمانمان (به خصوص ايستادگى در برابر سوگندها و عهدها) صبر و استقامت مىكنند، به بهترين اعمالشان پاداش خواهيم داد» «وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».
تعبير به «أَحْسَن» دليل بر اين است كه: اعمال نيك آنها همه يكسان نيست،