تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
مورخان و مفسران مىگويند: از جمله امورى كه در صدر اسلام سبب شد، گروههاى زيادى اسلام، آئين بزرگ الهى را پذيرا گردند، همين پايبند بودن مسلمين به عهد و پيمانشان، و مراعات سوگندهايشان بود.
اين امر، تا آنجا اهميت دارد كه در روايتى از «سلمان فارسى» مىخوانيم:
تَهْلِكُ هذِهِ الأُمَّةُ بِنَقْضِ مَواثِيْقِها: «هلاكت اين امت به خاطر پيمان شكنيهايشان خواهد بود»!. «١»
يعنى، همان گونه كه وفاى به عهد و پيمان موجب قدرت و شوكت و پيشرفت است، پيمانشكنى، سبب ضعف و ناتوانى و نابودى است.
در تاريخ اسلام مىخوانيم: هنگامى كه مسلمانان در عصر خليفه دوم، ارتش ساسانيان را شكست دادند، و «هرمزان» بزرگ فرمانده لشگر ايران، دستگير شد، او را نزد «عمر» آوردند، خليفه به او گفت: شما بارها با ما پيمان بستيد و پيمانشكنى كرديد، دليلش چيست؟
«هرمزان» گفت: مىترسم قبل از آن كه دليلش را بگويم مرا به قتل برسانى!
خليفه گفت: نترس!.
در اين هنگام، «هرمزان» تقاضاى آب كرد و به زودى ظرف ساده و بىارزشى را پر از آب كرده براى او آوردند.
«هرمزان» گفت: اگر از تشنگى هم بميرم هرگز در چنين ظرفى آب نخواهم خورد!.
خليفه گفت: ظرف آبى بياوريد كه مورد قبولش باشد، ظرف را به دست او دادند، ولى او به اطراف خود نگاه مىكرد آب نمىنوشيد و مىگفت: مىترسم در حالى كه مشغول نوشيدن آب باشم، كشته شوم.