تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ».
سپس، اضافه مىكند: «و سوگندهاى خود را بعد از تأكيد، نقض نكنيد» «وَ لاتَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها».
«در حالى كه به نام خدا سوگند ياد كردهايد و خداوند را كفيل و ضامن بر سوگند خود قرار دادهايد» «وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا».
«چرا كه خداوند از تمام اعمال شما آگاه است» «إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ».
گرچه مفسران، در معنى «عَهْد اللَّه»، تفسيرهاى متعددى ذكر كردهاند ولى، ظاهر اين است كه: منظور از آن پيمانهائى است كه مردم با خدا مىبندند (و بديهى است كه پيمان با پيامبر او نيز پيمان با او است).
بنابراين، هر گونه عهد الهى و بيعت در طريق ايمان و جهاد و غير آن را، شامل مىشود.
بلكه، با توجه به اين كه: تكاليف تشريعى، كه به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام مىشود همواره با يك نوع عهد الهى ضمنى، همراه است، و تكاليف عقلى كه به خاطر اعطاى عقل و هوش و خرد و استعداد نيز، با چنين معاهده ضمنى توأم مىباشد، همه در اين پيمان وسيع و عهد اللَّه، داخل خواهند بود.
و اما مسأله ايمان (جمع يمين به معنى سوگند) كه در آيه فوق آمده و باز مورد تفسيرهاى گوناگون قرار گرفته، با توجه به مفهوم جمله، معنى وسيعى دارد كه، هم تعهداتى را كه انسان با سوگند در برابر خداوند كرده، شامل مىگردد، و هم تعهداتى را كه با تكيه بر قسم در برابر خلق خدا مىكند.
و به تعبير ديگر هر گونه تعهدى كه زير نام خدا و با سوگند به نام او انجام مىگيرد در اين جمله وارد است، به خصوص كه بعد از آن جمله «وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا» (در حالى كه خدا را كفيل و ضامن قرار دادهايد) به عنوان