تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
ناسخ و منسوخ در آن درج شده بود.
بنابراين، قرآنى كه على عليه السلام به جمعآورى آن پرداخت، چيزى جز اين قرآن نبود و مازادش «تفسيرها» و «تأويلها» و «شأن نزولها» و «تميز ناسخ و منسوخ» و مانند آن بوده است، و به تعبير ديگر، هم قرآن بود، و هم تفسير اصيل قرآن.
در كتاب «سليم بن قيس» مىخوانيم: انَّ أَمِيْرَالْمُؤْمِنِيْنَ عليه السلام لَمَّا رَأى غَدْرَ الصَّحابَةِ وَ قِلَّةَ وَفائِهِمْ لَزِمَ بَيْتَهُ، وَ أَقْبَلَ عَلَى الْقُرْآنِ ...، فَلَمَّا جَمَعَهُ كُلَّهُ، وَ كَتَبَهُ بِيَدِهِ، تَنْزِيْلَهُ وَ تَأْوِيْلَهُ وَ النَّاسِخَ مِنْهُ وَ الْمَنْسُوخَ، بَعَثَ الَيْهِ أَبُوبَكْرَ أَنْ أُخْرُجْ فَبايِعْ، فَبَعَثَ الَيْهِ أَنِّى مَشْغُولٌ فَقَدْ آلَيْتُ عَلى نَفْسِى يَمِيْناً لا أَرْتَدِى بِرِداءٍ الَّا لِلْصَّلاةٍ حَتّى أُؤَلِّفَ الْقُرْآنَ وَ أَجْمَعَهُ ...:
«هنگامى كه اميرمؤمنان على عليه السلام خيانت و بىوفائى صحابه را مشاهده كرد، خانه را ترك نگفت، به قرآن روى آورد، (و مشغول جمعآورى همه قرآن، و نوشتن آن با دست خود شد) ... و هنگامى كه تمام آن را جمع و آن را با دست خود نوشت و حتى تنزيل و تأويل و ناسخ و منسوخ آن را جمعآورى فرمود، در اين هنگام، ابوبكر به سراغ امام فرستاد كه از خانه بيرون آى و بيعت كن! او در پاسخ، پيغام فرستاد: من مشغولم، سوگند ياد كردهام كه عبا بر دوش نگيرم مگر براى نماز تا همه قرآن را گردآورى كنم ...». «١»
٢- قسمتى ديگر از اين روايات رواياتى است كه اشاره به تحريف معنوى قرآن مىكند.
زيرا مىدانيم تحريف بر سه گونه است: «تحريف لفظى»، «تحريف معنوى» و «تحريف عملى».
منظور از «تحريف لفظى» آنست كه در الفاظ و عبارات قرآن كم و زياد و