تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠
صدق و كذب به مسلمانان معرفى شده، و در روايات زيادى كه در منابع اسلامى آمده مىخوانيم: در صدق و كذب هر حديثى شك كرديد آن را به قرآن عرضه كنيد، هر حديثى موافق قرآن است حق است، و هر حديثى مخالف آن است نادرست!
اگر فرضاً تحريفى در قرآن حتى به صورت نقصان رخ داده بود، هرگز ممكن بود به عنوان معيار سنجش حق از باطل، و حديث درست از نادرست، معرفى گردد؟!.
***
روايات تحريف
مهمترين دستاويزى كه بعضى براى مسأله تحريف به دست آوردهاند، روايات مختلفى است كه بر اثر عدم درك مفهوم واقعى آن، و يا عدم بررسى سند آنها چنين سوء تعبيرى به وجود آمده است.
اين روايات بر چند گونه است:
١- قسمتى از اين روايات، رواياتى است كه مىگويد: على عليه السلام بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله به جمعآورى قرآن پرداخت، و هنگامى كه آن را جمع كرد و بر گروهى از صحابه كه اطراف مقام خلافت را گرفته بودند، عرضه فرمود، آنها از آن استقبال نكردند و على عليه السلام گفت: ديگر آن را نخواهيد ديد!.
ولى با دقت در همين روايات روشن مىشود، قرآنِ نزد على عليه السلام با ديگر قرآنها ابداً تفاوت نداشت، بلكه اين تفاوت در سه چيز بود:
نخست اين كه: آيات و سورهها به ترتيب نزول تنظيم شده بود.
ديگر اين كه: شأن نزول هر آيه و سوره در كنار آن قيد شده بود.
سومين امتياز اين كه تفسيرهائى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بود و همچنين آيات