تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٤
قسمتهاى حساسى از علوم و دانشها برداشته است، ولى، با اين حال، آنچه قرآن به خاطر آن نازل شده، و هدف اصلى و نهائى قرآن را تشكيل مىدهد، همان مسأله انسانسازى است، و در اين زمينه، چيزى را فروگذار نكرده است.
گاهى، انگشت روى جزئيات اين مسائل گذارده و تمام ريزهكاريها را بيان مىكند (مانند احكام نوشتن قراردادهاى تجارتى و اسناد بدهكارى كه در طولانىترين آيه قرآن يعنى آيه ٢٨٢ سوره «بقره» طى ١٨ حكم! بيان شده است). «١»
و گاهى، مسائل حياتى انسان را به صورتهاى كلى و كلىتر مطرح مىكند، مانند آيهاى كه به دنبال بحث، تفسير آن فرا مىرسد: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ: «خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزديكان مىدهد و شما را از هر گونه زشتى و منكر و ستم، نهى مىكند».
وسعت اين مفاهيم، مانند وسعت مفهوم «وفاى به عهد» در آيه: «إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْئُولًا». «٢»
و «وفاى به عقد» در آيه: «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ». «٣»
و لزوم «اداء حق جهاد» در آيه: «وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ». «٤»
و «اقامه قسط و عدل» در آيه: «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». «٥»
و «توجه به نظم در تمام زمينهها» در آيه: «وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ* أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ* وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لاتُخْسِرُوا الْمِيزانَ». «٦»