تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩
٣- در آيه بالا مىخوانيم: مشركان در آن روز مىگويند: «ما اين معبودها را پرستش مىكرديم» البته اين سخن دروغى نيست كه بتها بخواهند آنها را تكذيب كنند.
ولى ممكن است اين تكذيب، به خاطر آن باشد كه: معبودهاى ساختگى، لياقت خود را براى پرستش تكذيب مىكنند، و يا اين كه: عابدين، جمله ديگرى را هم اضافه مىكردند كه: خدايا اين معبودها نيز در وسوسه كردن ما شريك بودند، و در جواب مىشنوند كه: شما دروغ مىگوئيد، ما قدرت بر وسوسه نداشتيم.
٤- تعبير به «فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ» (سخن به آنها مىافكنند) به جاى «قالُوا لَهُم» (به آنها مىگويند) شايد به خاطر آن است كه بتها قدرتى بر سخن گفتن از خود ندارند و اگر سخنى مىگويند به خاطر القاى پروردگار است، يعنى خداوند سخنى به آنها القا مىكند و آنها همان را به پرستش كنندگان خود القا مىنمايند.
***
در آيه بعد، اضافه مىكند: بعد از اين سخن و شنيدن پاسخ «همگى در پيشگاه خدا اظهار تسليم مىكنند» و غرور و نخوت و تعصبهاى كوركورانه اين عابدان نادان با ديدن چهره حق كنار مىرود، و سر تعظيم در پيشگاهش فرود مىآورند «وَ أَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ». «١»
و در اين هنگام كه، همه چيز همچون آفتاب روشن مىگردد «تمام دروغها و افتراهاى اين گروه بىخرد، گم و نابود مىشود» «وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ».