تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
گذشته، و در برابر عذاب الهى قرار گرفتند، گاهى تقاضاى تخفيف و گاهى تقاضاى مهلت مىكنند، اما «هنگامى كه ظالمان مجازات را ببينند نه به آنها تخفيف عذاب داده مىشود و نه مهلت» «وَ إِذا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذابَ فَلايُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ».
نكته جالب توجه اين كه: در اين دو آيه به چهار مرحله از حالات مجرمان اشاره شده كه مشابه آن را در اين جهان نيز با چشم خود مىبينيم:
نخستين مرحله اين كه: مجرم مىكوشد با پشت هماندازى خود را تبرئه كند.
هنگامى كه به اين هدف نائل نشد، در مرحله دوم تلاش مىكند: طرف را بر سر مهر آورد، سرزنشهاى او را به جان بخرد و رضايت او را حاصل كند.
اگر اين مرحله نيز كارگر نشد، در مرحله سوم تقاضاى تخفيف عذاب مىكند، مىگويد مجازات بكن! اما كمتر؟
اگر آن هم به خاطر عظمت گناهش مؤثر نيفتاد تقاضاى مهلت مىكند، و اين آخرين تلاش براى نجات از مجازات است.
ولى قرآن مىگويد: اعمال اين ستمكاران آن قدر زشت و بار گناهانشان سنگين است كه نه اجازه دفاع مىيابند، نه موفق به جلب رضايت مىشوند، نه تخفيفى در كارشان است، و نه مهلتى!.
***
در آيه بعد، همچنان، سخن از آينده شوم مشركان، به خاطر پرستيدن بتها است، مىفرمايد: در صحنه قيامت معبودهاى ساختگى و انسانهائى كه همچون بت پرستش مىشدند، در كنار پرستش كنندگان قرار مىگيرند، «هنگامى كه اين عابدان، معبودان خود را مىبينند مىگويند: پروردگارا! اينها همان، شريكانى هستند كه ما براى تو ساختيم و به جاى خواندن تو آنها را مىخوانديم» «وَ إِذا