تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦
انسان هر قدر مراقبين و گواهان بيشترى در برابر خود ببيند، بيشتر حساب كار خود را مىرسد، حداقل از شرمسارى و رسؤائى در ميان افراد فزونترى نگران مىشود.
سپس اضافه مىكند كه در آن دادگاه، «اجازه سخن گفتن به كافران داده نمىشود» «ثُمَّ لايُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا».
آيا ممكن است خداوند اجازه دفاع به مجرمى ندهد؟ آرى، در آنجا نياز به سخن گفتن با زبان نيست، دست و پا و گوش و چشم و پوست بدن و حتى زمينى كه انسان بر آن گناه يا ثواب كرده است، گواهى مىدهند.
بنابراين، نوبت به زبان نمىرسد، اين حقيقتى است كه، از آيات ديگر قرآن نيز استفاده مىشود. «١»
نه تنها به آنها اجازه سخن گفتن داده نمىشود «بلكه توانائى بر جبران و اصلاح و تقاضاى عفو نيز ندارند» «وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ». «٢»
چرا كه آنجا سراى برخورد با نتيجهها و بازتابهاى عمل است، نه جاى انجام عمل و يا جبران و اصلاح، درست همانند ميوهاى كه از شاخه جدا مىشود كه دوران رشد و نموش پايان گرفته است.
***
آيه بعد اضافه مىكند: اين ظالمان ستم پيشه، هنگامى كه از مرحله حساب