تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢
٢- در كشاكش نيروى حق و باطل
بعضى از مفسران، نظر خود را متوجه اين نكته كردهاند كه: چرا در آيات فوق، در جمله «يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَها»، كلمه «ثُمَّ» كه معمولًا براى عطف كردن توأم با فاصله به كار مىرود، ذكر شده، و نشان مىدهد در ميان آگاهى آنها نسبت به نعمتهاى الهى و سپس انكار كردن فاصلهاى بوده است، و گفتهاند: هدف از اين تعبير، بيان اين نكته است كه: سزاوار اين بوده آنها با شناخت نعمت خدا، صميمانه اعتراف كنند، و به سوى او بيايند، اما راه انكار را پوئيدند، قرآن عمل آنها را مستبعد شمرده و با «ثُمَّ» از آن تعبير كرده است!.
ولى ما احتمال مىدهيم: «ثُمَّ» در اينجا اشاره به نكته ظريفترى باشد و آن اين كه: هنگامى كه دعوت حق با اصول منطقيش در درون جان انسان پرتو افكن شد، با عوامل نفى و بطلان كه احياناً در آن وجود دارد، درگير مىشود، اين طوفان و جدال مدتى طول مىكشد، كه مقدار آن متناسب با قدرت و ضعف عوامل نفى است، اگر عوامل نفى و انكار قويتر بود بعد از مدتى غلبه با آنها خواهد شد و به اين ترتيب، تعبير به «ثُمَّ» كاملًا متناسب خواهد بود.
در آيات سوره «انبياء» نيز ضمن بيان سرگذشت ابراهيم عليه السلام مىخوانيم:
هنگامى كه منطق نيرومندش را پس از شكستن بتها براى بت پرستان آشكار كرد، آنها لحظات كوتاهى در خود فرو رفتند و خويشتن را ملامت كردند، و نزديك بود بيدارى گرايش به حق سراسر وجودشان را روشن كند، اما عوامل منفى يعنى تعصب و استكبار و لجاجت بر دعوت حق غلبه كرد، اين لحظات پايان يافت و مجدداً به انكار برخاستند (در اينجا نيز كلمه «ثُمَّ» به چشم مىخورد): «فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ* ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ». «١»