تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧
بخشنده اين همه موهبت تحريك گردد «شايد شكر او را به جاى آوريد» «لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».
***
نكتهها:
١- انسان در آغاز هيچ علمى نداشت
اين آيه به وضوح مىگويد انسان در آغاز تولد، مطلقا علمى نداشته، بنابراين، هر چه كسب كرده، بعد از تولد و به وسيله ابزارى كه خدا در اختيارش قرار داده بوده است.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد: چگونه قرآن مىگويد: به هنگام خارج شدن از محيط رحم و محل پرورش جنين هيچ چيز نمىدانستيد، در حالى كه ما داراى يك سلسله علوم فطرى هستيم، مانند آگاهى از توحيد و خداشناسى و همچنين مسائل بديهى (مثل عدم اجتماع نقيضين و يا بزرگتر بودن كلّ از جزء، و يا خوبى و بدى مسائل اجتماعى و اخلاقى مانند حُسن عدالت و قبح ظلم، و امثال اينها) همه اينها علومى هستند كه در نهاد ما از آغاز قرار داشته، و با ما از مادر متولد شده است، پس چگونه قرآن مىگويد: در آغاز تولد هيچ نمىدانستيد؟!.
آيا حتى علم ما به وجود خويشتن كه علم حضورى محسوب مىشود، نيز وجود نداشت و از طريق «سمع و بصر و افئده» (گوش و چشم و عقل) به دست آمد؟!
در پاسخ اين سؤال مىگوئيم: بدون شك حتى اين علوم بديهى، ضرورى و فطرى در آن لحظه به صورت «فعليت» در انسان نبود، تنها استعداد و قوه آن در نهاد آدمى وجود داشت.
و به تعبير ديگر، ما، در لحظه تولد از همه چيز غافل بوديم حتى از خويشتن خويش، ولى درك بسيارى از حقايق به صورت بالقوه در ما نهفته بود، كم كم، چشم ما قدرت بينائى پيدا كرد، گوش، قدرت شنوائى، و عقل، قدرت درك و