تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
تفسير:
دو مثال زنده براى مؤمن و كافر!
در تعقيب آيات گذشته كه از ايمان و كفر و مؤمنان و مشركان سخن مىگفت در آيات مورد بحث، با ذكر دو مثال زنده و روشن، حال اين دو گروه را مشخص مىكند.
در نخستين مثال، مشركان را به برده مملوكى كه توانائى هيچ چيز را ندارد، و مؤمنان را به انسان غنى و بىنيازى كه از امكانات خود همگان را بهرهمند مىسازد تشبيه مىكند، و مىگويد: «خداوند برده مملوكى را به عنوان مثال ذكر مىكند كه قادر بر هيچ چيز نيست»! «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لايَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ».
نه قدرت تكوينى چندانى دارد، زيرا در چنگال مولايش هميشه اسير است، و از هر نظر محدود، و نه قدرت تشريعى، زيرا حق تصرف در اموال خود (اگر اموالى داشته باشد) و همچنين ساير قرار دادهاى مربوط به خويش را ندارد.
آرى، بنده بندگان خدا بودن، نتيجهاى جز اسارت و محدوديت از هر نظر نخواهد داشت.
«و در مقابل آن انسان با ايمانى كه به او رزق حسن و انواع روزىها و مواهب پاكيزه بخشيده است» «وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً».
اين انسان آزاده با داشتن امكانات فراوان «پنهان و آشكار از آنچه در اختيار دارد انفاق مىكند» «فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرّاً وَ جَهْراً».
«آيا اين دو نفر يكسانند»؟! «هَلْ يَسْتَوُونَ».
مسلماً نه، بنابراين «همه حمد و ستايش مخصوص خداست» «الْحَمْدُ لِلَّهِ».
خداوندى كه بندهاش آزاده، پر قدرت و پر بخشش است، نه از آن بتها كه بندگانشان آن چنان ناتوان و محدود و بى قدرت و اسيرند!