تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥
قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «براى خداوند مثال نزنيد» يعنى مثالى كه متناسب با افكار محدود و موجودات «ممكن» و مملوّ از نقائص است.
شما اگر توجه به احاطه وجودى خداوند نسبت به همه موجودات و لطف و مرحمت بى انتهاى او و نزديكيش به خودتان مىداشتيد، تا آنجا كه از شما به شما نزديكتر است، هرگز براى توجه به خدا به وسائط متوجه نمىشديد.
خدائى كه شما را دعوت به نيايش و سخن گفتن مستقيم با خودش كرده، و درهاى خانهاش را شب و روز به روى شما باز گذارده، اين خدا را نبايد به پادشاهِ جبارِ مستكبرى تشبيه كرد كه، درون قصرش خزيده و جز عده معدودى، راه به درون خانه او ندارند «فَلاتَضْرِبُوا لِلَّهِ الأَمْثالَ».
در بحثهاى صفات خدا مخصوصاً اين نكته را متذكر شدهايم: از خطرناكترين پرتگاههائى كه در راه شناخت صفات او وجود دارد، پرتگاه تشبيه است، يعنى صفات او را با بندگان مقايسه كردن و شبيه دانستن، چرا كه خدا وجودى است بىنهايت از هر نظر و ديگران وجودهائى هستند محدود از هر جهت و هر گونه تشبيه و تمثيل در اينجا مايه بُعد و دورى از شناخت او مىشود.
حتى در آنجائى كه ناچار مىشويم ذات مقدس او را به نور و مانند آن تشبيه كنيم بايد توجه داشته باشيم كه اين گونه تشبيهات، به هر حال ناقص و نارسا است، و تنها از يك جنبه، قابل قبول است نه از تمام جهات! (دقت كنيد).
در حالى كه بسيارى از مردم توجه به اين واقعيت ندارند، غالباً در دره تشبيه و قياس سقوط مىكنند، و از حقيقت توحيد به دور مىافتند و لذا قرآن كراراً هشدار مىدهد: گاهى با جمله: وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ: «چيزى شبيه او نمىباشد». «١»