تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
مهاجرت نمايند، و براى به دست آوردن مسكن و مأواى جديد، خود را به دست حوادث نامعلوم و انواع مشقتها بسپارند!
ما نمىتوانيم بفهميم قوانين شهر عسل كه به وسيله روح كندو وضع شده در كدام مجمع شورا مطرح مىگردد، و تصميم به اجراى آن مىگيرند و كيست كه فرمان حركت را در روز معين صادر مىكند؟
آرى، در كندو، مقدمات مهاجرت براى اطاعت خدائى كه سرنوشت زنبور عسل را در دست گرفته فراهم مىشود. «١»
اگر دانشمند مزبور، به خاطر رسوباتى كه از مكتب ماديگرايان در فكر او وجود داشته با ابهام از اين مسأله سخن مىگويد، ما با توجه به راهنمائى قرآن، بسيار خوب درك مىكنيم كه: اين همه آوازهها و برنامهها از كجاست؟ و تنظيم كننده و فرمان دهنده كيست؟!
چه تعبير زيبائى قرآن دارد: وَ أَوْحى رَبُّكَ الَى النَّحْلِ ...: «پروردگارت به زنبور عسل وحى و الهام فرستاد ...»!.
از اين رساتر و جامعتر و گوياتر تصور نمىشود.
هر چند آنچه درباره زنبوران عسل ناگفته ماند، بسيار بيش از آنست كه گفتيم، اما روش تفسيرى ما اجازه نمىدهد: بيش از اين مقدار، موضوع فوق را دنبال كنيم. «٢»
ولى آيا همين مقدار كه گفتيم: براى پى بردن به عظمت پروردگار، براى آنها كه اهل فكر و انديشهاند كافى نيست؟ آرى: «انَّ فِى ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ».