تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٥
مىگويد:
«پروردگار تو به زنبور عسل، وحى كرد كه خانههائى از كوهها و درختان و داربستهائى كه مردم مىسازند انتخاب كن» «وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ».
***
در اينجا براى روشن شدن بحث، چند مطلب را بايد مورد توجه قرار داد:
١- كلمه «وحى» در اصل چنانكه «راغب» در «مفردات» مىگويد: به معنى اشاره سريع است، سپس، به معنى القا كردن مخفيانه سخنى آمده است، ولى، در قرآن مجيد وحى در معانى مختلفى به كار رفته، كه همه بازگشت به همان معنى اصلى مىكند.
از آن جمله وحى نبوت است كه در قرآن، فراوان از آن ياد شده است، در آيه ٥١ سوره «شورى» مىخوانيم: وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً ...: «خداوند با هيچ انسانى جز از طريق وحى سخن نمىگويد ...».
و نيز «وحى» به معنى الهام، خواه الهام خود آگاه (در مورد انسانها) مانند: وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ: «ما به مادر موسى الهام كرديم كه نوزادت را شير ده و هر گاه از دستيابى دشمنان بر او ترسيدى او را به آغوش امواج دريا بسپار». «١»
و خواه به صورت ناآگاه و الهام غريزى، چنانكه در مورد زنبور عسل در آيات فوق خوانديم؛ زيرا مسلّم است، وحى در اينجا همان فرمان غريزه و انگيزههاى ناخودآگاهى است كه: خداوند در جانداران مختلف آفريده است.
و نيز «وحى» به معنى اشاره است، چنانكه در داستان زكريا مىخوانيم: