تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤
٦٨ وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
٦٩ ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
ترجمه:
٦٨- و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» و (الهام غريزى) نمود كه: «از كوهها و درختان و داربستهائى كه مردم مىسازند، خانههائى برگزين!.
٦٩- سپس از تمام ثمرات (و شيره گلها) بخور و راههائى را كه پروردگارت براى تو تعيين كرده است، به راحتى بپيما»، از درون شكم آنها، نوشيدنى با رنگهاى مختلف خارج مىشود كه در آن، شفا براى مردم است؛ به يقين در اين امر، نشانه روشنى است براى جمعيتى كه مىانديشند.
تفسير:
پروردگارت به زنبور عسل وحى فرستاد!
در اينجا لحن قرآن به طرز شگفتانگيزى تغيير مىيابد و در عين ادامه دادن بحثهاى پيشين در زمينه نعمتهاى مختلف الهى و بيان اسرار آفرينش سخن از «زنبور عسل» (نَحْل) و سپس، خود عسل، به ميان مىآورد، اما در شكل يك مأموريت الهى، و الهام مرموز، كه نام وحى بر آن گذارده شده است، نخست