تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
است.
هم نشانهاى است از قدرت و عظمت آفريدگار، و هم دليلى است بر امكان معاد كه چگونه مردگان بار ديگر لباس حيات در تن مىكنند، و هم نعمت بزرگى است از نعمتهاى خداوند، مخصوصاً نعمتى مانند باران كه بندگان، كمترين زحمتى براى ايجاد آن متحمل نمىشوند!.
***
بعد از نعمت آب كه مسلماً نخستين پايه حيات است، به نعمت وجود چهار پايان و مخصوصاً ماده غذائى بسيار مفيدى مانند شير كه از آنها گرفته مىشود اشاره كرده مىگويد: «و در وجود چهار پايان، درس عبرتِ بزرگى براى شما قرار دارد» «وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعامِ لَعِبْرَةً».
چه عبرتى از اين برتر! كه: «از درون شكم اين حيوانات از ميان غذاهاى هضم شده، و خون، شير خالص و گوارا به شما مىنوشانيم» «نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبِينَ».
«فَرْث» در لغت به معنى غذاهاى هضم شده درون معده است كه به مجرد رسيدن به رودهها، ماده حياتى آن جذب بدن مىگردد، و تفالههاى آن به خارج فرستاده مىشود، در آن حال كه اين غذاى هضم شده در درون معده است، به آن «فَرْث» مىگويند و هنگامى كه تفالههاى آن خارج شد «رَوْث» (سرگين) گفته مىشود.
مىدانيم: مقدار كمى از غذا مانند بعضى از مواد قندى و همچنين آب از همان ديوارههاى معده، جذب بدن مىشود، اما قسمت عمده، هنگامى كه غذاى هضم شده منتقل به رودهها شد، وارد خون مىگردد.
و نيز مىدانيم: شير از غدههاى مخصوصى كه درون پستان است تراوش