تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
كرده، آنها را از اين طريق به خدا نزديكتر مىسازد، مجموع اين جهات سهگانه، پيوند اين آيات و آيات گذشته را روشن مىسازد.
از سوى ديگر در آخرين آيه بحث گذشته، سخن از نازل كردن آيات قرآن كه حيات جان آدمى است در ميان بود، و در نخستين آيه مورد بحث، سخن از نزول باران از آسمان كه مايه حيات جسم آدمى است به ميان آمده.
نخست مىگويد: «خداوند از آسمان آبى فرستاد و زمين را بعد از آن كه مرده بود به وسيله آن حيات بخشيد» «وَ اللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها».
«در اين امر نشانه روشنى است از عظمت خدا، براى آنها كه گوش شنوا دارند» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ».
مسأله حيات و زندگى زمين به وسيله نزول آب باران از آسمان، در آيات متعددى از قرآن، بيان شده است، زمينهاى خشكيده و خاموش و بى روح كه گاهى خشكسالى آنها را چنان از كار انداخته كه انسان هرگز باور نمىكند در گذشته در آغوشش گياهى پرورش يافته، و يا در آينده، موجود زندهاى در دامانش تولد خواهد يافت.
اما چند باران پى در پى و به دنبال آن تابش اشعه حياتبخش آفتاب، آن را به حركت در مىآورد، گوئى خفتهاى است كه بيدار مىشود و يا صحيحتر مردهاى است كه بادم مسيحائى باران به حيات باز گردد، انواع گلها و گياهها در آن آشكار مىشود و به دنبال آن حشرات و پرندگان و انواع حيوانات از هر طرف به سوى آن مىآيند و زمزمه حيات و زندگى سر مىدهند.
خلاصه، در آن سرزمين كه سابقاً مرده و خاموش بود چنان غلغلهاى بر پا مىشود كه آدمى را مبهوت مىكند، و اين راستى يكى از شاهكارهاى آفرينش