تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٢
هنگامى كه سيزدهمين دخترم را همسرم مخفيانه به دنيا آورد و چنين وانمود كرد كه نوزادش مرده به دنيا آمده، اما در خفا آن را نزد اقوام خود فرستاده بود موقتاً فكرم از ناحيه اين نوزاد راحت شد.
اما بعداً كه از ماجرا آگاه شدم، او را با خود به نقطهاى بردم و به تضرع و التماس و گريه او اعتنا نكرده و زنده به گورش ساختم!.
پيامبر صلى الله عليه و آله از شنيدن اين ماجرا، سخت ناراحت شد و در حالى كه اشك مىريخت فرمود: مَنْ لايَرْحَمُ لايُرْحَمُ: «كسى كه رحم نكند به او رحم نخواهد شد»، سپس رو به سوى «قيس» كرده گفت: روز بدى در پيش دارى، «قيس» عرض كرد چه كنم تا بار گناهم سبك شود؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: به تعداد دخترانى كه كشتهاى بندگانى آزاد كن (شايد بار گناهت سبك شود). «١»
و نيز در حالات «صعصعة بن ناجيه» (جدّ «فرزدق» شاعر معروف) كه انسان آزاده و شريفى بود، مىخوانيم در عصر جاهليت با بسيارى از عادات زشت آنها مبارزه مىكرد، تا آنجا كه ٣٦٠ دختر را از پدرانشان خريد، و از مرگ نجات داد، و حتى در يك مورد، براى نجات نوزاد دخترى كه پدرش تصميم بر قتل او داشت، مركب سوارى خود، و دو شتر، به پدر آن دختر داد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: كار بسيار بزرگى انجام دادى، و پاداش تو نزد خدا محفوظ است!.
«فرزدق» به اين كار نياى خود افتخار كرده مىگفت:
وَ مِنَّا الَّذِي مَنَعَ الْوائِداتِ فَأَحْيَا الْوَئِيْدَ فَلَمْ تُوائَدْ:
«از دودمان ما كسى را سراغ داريم كه جلو زنده به گور كردن دختران را گرفت آنها را زنده كرد تا در خاك دفن نشوند». «٢»