تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩
آينده دخترى نصيبشان شود او را با دست خود نابود كنند تا به دست دشمن نيفتند!.
خوب، ملاحظه مىكنيد: وحشتناكترين جنايات زير پوشش دروغين دفاع از ناموس و حفظ شرافت و حيثيت خانواده، انجام مىگرفت، و عاقبت اين بدعت زشت و ننگين مورد استقبال گروهى واقع شد، و مسأله «وئاد» (زنده به گور كردن دختران) يكى از رسوم جاهليت شد و همانست كه قرآن شديدا آن را محكوم ساخته و مىگويد: وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ* بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ: «در قيامت درباره دختران زنده به گور شده سؤال مىشود* كه به چه گناهى آنها كشته شدند»؟. «١»
اين احتمال نيز وجود دارد كه توليد كننده بودن پسران، و مصرف كننده بودن دختران، در آن جوامع، نيز به اين جنايت كمك كرده باشد، زيرا پسر براى آنها، سرمايه بزرگى محسوب مىشد كه در غارتگريها و نگهدارى شتران و مانند آن، از وجودش استفاده مىكردند، در حالى كه دختران چنين نبودند.
از سوى ديگر، وجود جنگها و نزاعهاى دائمى قبيلگى ميان آنها سبب فقدان سريع مردان و پسران جنگجو مىشد و طبعاً تناسب و تعادل ميان تعداد دختران و پسران به هم مىخورد، و تا آنجا وجود پسران عزيز شده بود كه، تولد يك پسر، مايه مباهات بود و تولد يك دختر، مايه ناراحتى و رنج يك خانواده!.
اين امر، تا آنجا رسيد كه به گفته بعضى از مفسران، به محض اين كه: حالت وضع حمل به زن دست مىداد شوهر، از خانه متوارى مىگشت، مبادا دخترى براى او بياورد و او در خانه باشد! سپس اگر به او خبر مىدادند، مولود پسر است،