تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤
آنست «دابَّه» تنها به جنبندگانى گفته مىشود كه: جسمانى هستند، و اگر فرشتگان رفت و آمدى دارند، و حضور و غيابى، نه به معنى جسمانى و مادى است تا در مفهوم دابّه داخل گردند.
در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «خداوند فرشتگانى دارد كه از آغاز آفرينش آنها تا روز رستاخيز براى خدا سجده مىكنند و در آن روز سر از سجده بر مىدارند و مىگويند: ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ: «ما حق عبادت تو را انجام نداديم»!.
جمله «وَ هُمْ لايَسْتَكْبِرُونَ» اشاره به وضع حال فرشتگان است، كه آنها در خضوع و سجده در پيشگاه حق كمترين استكبار به خود راه نمىدهند.
***
لذا بلافاصله بعد از آن به دو قسمت از صفات آنها كه تأكيدى است بر نفى استكبار، اشاره كرده، مىگويد: «آنها از مخالفت پروردگارشان كه حاكم بر آنها است مىترسند» «يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ».
«و آنچه را مأموريت دارند به خوبى انجام مىدهند» «وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ».
همان گونه كه در آيه ٦ سوره «تحريم» درباره گروهى از فرشتگان مىخوانيم: لايَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ: «آنها در اطاعت فرمان خدا سرپيچى نمىكنند و آنچه را دستور داده شده است انجام مىدهند».
از اين آيه، به خوبى استفاده مىشود: نشانه نفى استكبار دو چيز است:
ترس در برابر مسئوليتها، و انجام فرمانهاى خدا بدون چون و چرا كه يكى اشاره به وضع روانى افراد غير مستكبر دارد، و ديگرى اشاره به طرز عمل آنها و برخوردشان با قوانين و دستورات، و دومى انعكاسى است از اولى و تحقق عينى آن است.