تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧
مىآيد.
و چهارم مجازات تدريجى.
مسلّماً كه هر يك از اين چهار نوع مجازات، تناسب با نوعى از گناه دارد، هر چند همه آنها در مورد: الَّذِيْنَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ: «آنها كه توطئههاى شوم مىچينند» وارد شده است؛ زيرا مىدانيم همه كار خدا بر طبق حكمت و تناسب استحقاقها است.
مفسران تا آنجا كه ما ديدهايم در اين زمينه سخنى ندارند، ولى چنين به نظر مىرسد: مجازات، نخست مخصوص آن گروه از توطئهگرانى است كه در صف جباران و مستكبران خطرناكند همچون قارونها كه خداوند چنان آنها را از اوج قدرت پائين مىكشد و بدرون خاك و اعماق زمين فرو مىفرستد كه مايه عبرت همگان گردد.
نوع دوم ويژه توطئهگرانى است كه در عيش و نوش و هوسهاى سركش خود غرقند، ناگهان عذاب الهى دامانشان را از آنجا كه انتظار ندارند مىگيرد.
نوع سوم مخصوص دنياپرستان زراندوزى است كه شب و روز در «تقلب» «١»
و تلاشند كه از هر طريق و با هر جنايتى كه ممكن است بر حجم ثروت خود بيفزايند كه خداوند آنها را در همان حال كه سرگرم جمع ثروتند گرفتار عذاب مىكند.
و اما مجازات نوع چهارم از آن كسانى است كه: طغيان و توطئه و گناهشان به آن حدّ و پايه نرسيده است كه راه بازگشتى براى آنان وجود نداشته باشد.
در اينجا خداوند از طريق «تَخَوُّف» (هشدار و تهديد) آنها را كيفر مىدهد