تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣
پرسيد، و اين مطلب روشنى است.
به هر حال، آيه فوق بيانگر يك اصل اساسى اسلامى، در تمام زمينههاى زندگى مادى و معنوى است، و به همه مسلمانان تأكيد مىكند: آنچه را نمىدانند از اهل اطلاعش بپرسند، و پيش خود در مسائلى كه آگاهى ندارند دخالت نكنند.
به اين ترتيب «مسأله تخصص» نه تنها در زمينه مسائل اسلامى و دينى، از سوى قرآن به رسميت شناخته شده، بلكه در همه زمينهها مورد قبول و تأكيد است.
و روى اين حساب، بر همه مسلمانان لازم است، در هر عصر و زمان افراد آگاه و صاحب نظر در همه زمينهها داشته باشند كه اگر كسانى مسائلى را نمىدانند به آنها مراجعه كنند.
ولى ذكر اين نكته نيز لازم است كه: بايد به متخصصان و صاحبنظرانى مراجعه كرد، كه صداقت و درستى و بىنظرى آنها ثابت و محقق است، آيا ما هرگز به يك طبيب آگاه و متخصص، در رشته خود كه از صداقت و درستكاريش در همان كار خود، مطمئن نيستيم مراجعه مىكنيم؟! لذا در مباحث مربوط به تقليد و مرجعيت، صفت عدالت را در كنار اجتهاد و يا اعلميت قرار دادهاند، يعنى مرجع تقليد هم بايد عالم و آگاه به مسائل اسلامى باشد، و هم با تقوا و پرهيزكار.
***