تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٨
يا مىگفتند: چرا پيامبر صلى الله عليه و آله مجهز به يك نيروى فوق العاده نيست كه ما را مجبور به ترك كارهايمان بنمايد.
و خداوند در پاسخ آنها مىگويد: «ما پيش از تو نيز رسولانى فرستاديم و اين رسولان جز مردانى كه وحى به آنها فرستاده مىشد نبودند» «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ».
آرى اين مردان از جنس بشر بودند، با تمام غرائز و عواطف انسانى، دردهاى آنها را از همه بهتر تشخيص مىدادند، و نيازهاى آنها را به خوبى درك مىكردند، در حالى كه هيچ فرشتهاى نمىتواند، از اين امور به خوبى آگاه گردد، و آنچه را در درون يك انسان مىگذرد به وضوح درك كند.
مسلماً مردان وحى، وظيفهاى جز ابلاغ رسالت نداشتند، كار آنها گرفتن «وحى» و رساندن به انسانها و كوشش از طرق عادى براى تحقق بخشيدن به اهداف وحى بود، نه اين كه: با يك نيروى خارق العاده الهى، و بر هم زدن همه قوانين طبيعت، مردم را مجبور به قبول دعوت و ترك همه انحرافات كنند، كه اگر چنين مىكردند ايمان آوردن افتخار و تكامل نبود.
پس از آن براى تأكيد و تأييد اين واقعيت، اضافه مىكند: «اگر اين موضوع را نمىدانيد برويد و از اهل اطلاع بپرسيد» «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ».
«ذِكر» به معنى آگاهى و اطلاع است و «اهل ذكر» مفهوم وسيعى دارد كه همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمينههاى مختلف، شامل مىشود، و اگر بسيارى از مفسرين «اهل ذكر» را در اينجا به معنى علماى اهل كتاب تفسير كردهاند نه به اين معنى است كه، اهل ذكر مفهوم محدودى داشته باشد، بلكه، در واقع از قبيل تطبيق كلى بر مصداق است؛ زيرا سؤال، درباره پيامبران و رسولان پيشين و اين كه: آنها مردانى از جنس بشر با برنامههاى تبليغى و اجرائى بودند قاعدتاً