تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥
سرانجام حتى از نظر زندگى دنيا پيروزى با آنها است. «١»
چرا انسان زير فشار ضربات دشمن بماند و ذليلانه بميرد، چرا با شجاعت مهاجرت نكند و از موضع تازهاى به مبارزه بر نخيزد تا حق خويش را بگيرد؟!
در سوره «نساء» آيه ١٠٠ همين مسأله با صراحت بيشترى بيان شده است: وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً: «كسانى كه در راه اللَّه هجرت كنند در اين دنياى پهناور خدا، نقاط فراوان امن و وسيعى پيدا مىكنند كه مىتوانند در آنجا بينى مخالفان را به خاك بمالند»!
***
٥- انتخاب دو صفت «صبر» و «توكل» براى مهاجران، دليلش روشن است، زيرا در چنين حوادث سخت و طاقتفرسا، كه در زندگى انسان پيش مىآيد در درجه اول، شكيبائى و صبر و استقامت لازم است، استقامتى به عظمت حادثه و يا برتر و بيشتر، سپس توكل و اعتماد بر خدا، و اصولًا اگر انسان در اين گونه حوادث تكيه گاه محكم و مطمئن معنوى نداشته باشد، صبر و استقامت براى او ممكن نيست.
بعضى گفتهاند: انتخاب «صبر» به خاطر اين است كه: در آغاز اين مسير به سوى اللَّه شكيبائى و استقامت در برابر خواستههاى نفس، لازم دارد، و انتخاب «توكل» به خاطر آن است كه: پايان اين مسير، به انقطاع و بريدن از هر چه غير