تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩
جمع مىشوند، چرا كه آنچه بر خلاف روح عالم هستى يعنى توحيد است بايد سرانجام روزى بر چيده شود.
ولى اختلاف عقيدهها هرگز به طور كامل در اين دنيا، از بين نخواهد رفت چرا كه عالم غطاء و پوشش است، ولى، سرانجام روزى فرا مىرسد كه: اين پوششها و پردهها از ميان خواهد رفت و يوم البروز و يوم الظهور است.
بنابراين، بازگشت به وحدت، و پايان گرفتن اختلافات عقيدتى يكى از اهداف معاد را تشكيل مىدهد كه در آيه فوق به آن اشاره شده است.
در آيات فراوانى از قرآن مجيد، اين مسأله تكرار و تأكيد شده كه: خداوند در روز قيامت در ميان مردم داورى مىكند و اختلافات بر طرف مىشود. «١»
***
بعد از آن به دومين نكته يعنى بيان اين حقيقت مىپردازد كه اگر آنها بازگشت انسان را به زندگى جديد محال مىشمرند، بايد بدانند: قدرت خداوند برتر و بالاتر از اينها است، «هنگامى كه ما چيزى را اراده كنيم فقط به آن مىگوئيم موجود باش! آن نيز بلافاصله موجود مىشود» «إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ».
با چنين قدرت كاملهاى كه تنها فرمان موجود باش، براى وجود هر چيز كافى است، ديگر چه جاى شك و ترديد در قدرت خدا بر بازگشت مردگان به زندگى باقى مىماند.
شايد نياز به توضيح نداشته باشد كه تعبير به «كُنْ» (موجود باش) نيز به اصطلاح از ضيق بيان و عدم گنجايش الفاظ است، و الا حتى نياز به جمله «كُنْ» نيست، اراده خدا همان، و تحقق يافتن همان!.