تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦
چيزى كه بعد از مرگ در انتظار او هستم ... (و هدفش قيامت و حساب خدا بود)، مرد مشرك گفت: گمان مىبرى ما بعد از مرگ زنده مىشويم؟! سوگند به خدا! كه او هيچ مردهاى را زنده نخواهد كرد (اين سخن را به اين جهت گفت كه: آنها بازگشت مردگان را به حيات و زندگى مجدد، محال، يا بيهوده مىپنداشتند). آيه فوق نازل شد و به او و مانند او پاسخ گفت، «١» و مسأله معاد را با دليل روشنى بيان كرد، در حقيقت گفتگوى اين دو نفر سببى بود براى طرح مجدد مسأله معاد.
***
تفسير:
معاد و پايان گرفتن اختلافها
در تعقيب بحثهائى كه در آيات گذشته پيرامون «رسالت پيامبران» آمد اين آيات با ذكر گوشهاى از مباحث «معاد»، اين بحثها را تكميل مىكند.
نخست مىگويد: «آنها مؤكداً سوگند ياد كردند كه خداوند كسانى را كه مىميرند هرگز مبعوث نمىكند، و به زندگى جديد باز نمىگرداند» «وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لايَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ».
اين انكار بىدليل، آن هم انكارى توأم با قَسَمهاى مؤكد، نشانهاى از نادانى آنها و بىخبريشان بود، لذا قرآن در پاسخ آنها چنين مىگويد:
«اين وعده قطعى خداوند است (كه همه مردگان را به حيات جديد باز مىگرداند تا نتيجه اعمالشان را ببينند) ولى غالب مردم نمىدانند» و بر اثر ناآگاهى دست به انكار مىزنند «بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ».
تعبير به «بَلى» (آرى) و «حَقّاً» و سپس ذكر وعده، آن هم وعدهاى كه بر خدا